تشکیل انجمنها و نهادهای اجتماعی، امدادی، ارشادی و
تاسیس تعاونیهای تولید و توزیع و مصرف، نیز انجام آمارگیری، تحقیقات محلی و
توزیع ارزاق عمومی، توافق و تشویق و ترغیب مردم در خصوص گسترش مراکز
تفریحی، ورزشی و فرهنگی با هماهنگی دستگاههای ذیربط از جمله مسوولیت هایی
است که قانون اساسی برای شورای شهر تعیین کرده است.

ابراهیم انصاریان * -
تشکیل انجمنها و نهادهای اجتماعی، امدادی، ارشادی و تاسیس تعاونیهای تولید
و توزیع و مصرف، نیز انجام آمارگیری، تحقیقات محلی و توزیع ارزاق عمومی،
توافق و تشویق و ترغیب مردم در خصوص گسترش مراکز تفریحی، ورزشی و فرهنگی با
هماهنگی دستگاههای ذیربط از جمله مسوولیت هایی است که قانون اساسی برای
شورای شهر تعیین کرده است. به عبارت دیگر یکی از وظایف و ماموریت های اصلی شورای شهر ایجاد شرایط
مناسب برای مشارکت مردم و شهروندان مسوولیت پذیر در اداره امور شهر است.
اگرچه
امروزه مشارکت یکی از مفاهیم عمده و اصلی توسعه پایدار به شمار می رود،
اما مردم ما کارنامه درخشانی در مشارکت و مدیریت امور در کشور و جامعه ما
داشته اند. مردم ما روزهای نه چندان دوری را پشت سر گذاشته اند که با توجه
به اعتصاب کارگران شرکت نفت، مردم خود توزیع و مصرف فراورده های سوختی را
به عهده داشتند و به حق هم در این زمینه موفق بودند.
اگر به خاطرات
تاریخی خود نگاه کنیم، شیوه مدیریت مردم بر اوضاع کشور در روزهای جنگ نیز
ما را به این باور می رساند که هرگاه مردم برای اداره امور وارد صحنه شده
اند، از دولتها موفق تر بوده اند.
با نگاهی به کارنامه شوراهای
اسلامی در کلان شهرها، می بینیم که شوراها تاحد زیادی از وظیفه خود در فعال
کردن ظرفیت مشارکت های مردمی در امور جاری شهر غفلت کرده اند.
به
عبارتی شورا و شهرداری به جای حمایت از تشکل های مختلف برای مشارکت در امور
شهر، به دولتی کردن فعالیت ها و تزریق بودجه عمومی به آنها پرداخته و
نتیجه این امر فاصله گرفتن مردم و احساس عدم مسئولیت در آنهاست.
خارج
شدن حکمیت در محله ها از میان معتمدین و خانه های آنها و رفتن آنها به
خانه های شورایاری وابسته به شهرداری، کمرنگ شدن نقش روحانیون در محله ها و
حمایت های متظاهرانه از مساجد از جمله آسیب های این نوع مدیریت هاست.
به
گفته بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران، مشارکت در اداره امور فرصت حضور
فارغ از دیگر مسئولیت های اداری و اجتماعی را به شهروندان داده و باعث
افزایش حس مثبت آنها به زندگی می شود در حالیکه برنامه ریزی های اداری و
دولتی در امور شهری باعث دلمردگی مردم و افت کیفیت این برنامه ها خواهد شد.
در روزگار نه چندان دور مساجد، هیات های مذهبی، خیریه ها و... با
کمک های خیرین هر منطقه اداره میشد، اما حضور بی برنامه نهادها باعث کاهش
نقش مردم در شکلگیری و رشد این مراکز شده است.
این درحالیست که تربیت و واگذاری امور شهری به شهروند مسوولیت پذیر نقش بسزایی در تحقق ایده شهر مطلوب دارد.
آنچه
مهم و قابل اهمیت است اینست که طی سالهای اخیر جامعه شهری در ایران گسترش
یافته است اما اکثریت جامعه شهری فاقد سنتهای زندگی شهروندی است.
در
قوانین کشور پیش بینی هایی در مورد مشارکت مردم انجام شده اما این پیش بینی
ها در اکثر بخش های محقق نشده است. به همین دلیل این تلقی در مردم وجود
دارد که هر مشکلی از طریق سازمان های مرکزی و دولتی قابل حل است در حالیکه
صورت مطلوب در اداره شهر، ورود شهروندان جهت رفع مشکلات و معضلات خود وارد
گو شده حل آن پیشقدم شوند.
با نگاهی گذرا به وظایف شوراها در قانون
اساسی و شهرهای بزرگ دنیا می توان زمینه های مشارکت مردم در اداره امور
شهر را به شکل زیر دسته بندی کرد و شورای شهر موظف است نسبت به تدوین
راهکارهای آن اقدام کند. طی سه دوره گذشته شورای اسلامی شهر تهران، تلاش
های محدودی در مورد حضور شهروندان در حوزه های مختلف انجام شده که بیشتر به
فربه سازی سازمان شهرداری ها انجامیده است.
نکته پایانی اینکه
شهر مطلوب شهری است که واقعاً توسط مردم اداره شود و مردم نسبت به وقایع،
اتفاقات، مشکلات و معضلات آن احساس مسوولیت داشته باشند.